|
صبح روز ۲۱/۶/۸۸ راس ساعت ۵حرکت به سمت پارک ملی گلستان آغاز شد.
حدود ساعت ۵ عصر بود که وارد پارک ملی گلستان شدیم خدمت دوست بسیار عزیزم جناب مهندس جواد سلیاری رسیدیم و پس از هماهنگی اولیه ویلای تنگه راه به منظور اقامت در اختیار تیم قرار داده شد.

به منظور هماهنگی بیشتر پس از اقامت کامل خدمت ایشان رسیدم و برنامه ی شب اول اقامت در منطقه ای مرتفع به نام بزاقان برنامه ریزی شد.حرکت ما به سمت بزاقان حدود ساعت ۶:۳۰ آغاز و پس از حدود ۲ساعت کوه پیمایی به چادر مورد نظر که محیط بانان پارک به منظور گاوبانک مستقر شده بودند رسیدیم.
چادر ها به منظور اقامت برپا شدند و انتظار به منظور شنیدن صدای مرال در دل جنگل شب اول!!!شنیدن صدای ۸مرال از نقاط مختلف پارک.واقعا" مهیج بود و برای افراد شرکت کننده در تور بسیار لذت بخش.

روز دوم و اقامت در پارک!!!بازدید از آبشار لوه آبشاری بی نظیر و بسیار زیبا که دل هر طبیعت دوست را به سمت خود جلب می کند.

اما شب روز دوم!!!به همراه محیط بان بی نظیر پارک جناب آقای آنا دردی رفتن به دل جنگل و منطقه ای به نام خاندوشان حدود ساعت ۱۱ شب بود که به خاندوشان رسیدیم کنار آتش نشسته و غذایی آماده کردیم و آماده حرکت به همراه آقای دردی به سمت ارتفاع بالاتر!!
واقعا" شب بی نظیری بود دلیلش هم حضور این طبیعت مرد بی همتا(آنا دردی)و مهارت ایشان در گوی کل(در آورد ن صدای مرال توسط شاخ بز وحشی)گوشه ای نشستیم و ایشان مشغول گوی کل شدند که به ناگاه صدای ۳مرال همزمان از نقاط مختلف شنیده شد.اما یکی از مرال ها بسیار به ما نزدیک بود.
جناب دردی شروع به گوی کل نمودند و مرال لحظه به لحظه به ما نزدیک تر و خشمگین تر می شد.در همین لحظه جناب دردی فرمودند ماده گوزن در کنارش هست و اجازه ی نزدیکی بیشتر را نمی دهد.
شب دوم نیز صدای ۵ مرال را شنیدیم.

روز سوم بازدیدی از موزه ی حیات وحش تگه راه و غروب همان روز حرکت به سمت دشت میرزابایلو و مشاهده ی آهوان زیبا و حرکت به سمت دره ی آلمه دیدن قوچ و میش های اوریال در سینه کش ماهورهای آلمه که طبیعت را ۱۰۰ چندان زیباتر جلوه می کرد.

روز چهارم در مهمانسرا مشغول استراحت بودیم که به ناگاه صدای در شنیده شد خبر از تصادف یک ماده پلنگ حدودا" ۵/۱ ساله که در اثر برخورد با یک دستگاه کامیونت جمجمه اش کاملا" متلاشی شده بود به سرعت خود را به محوطه اداره ی پارک رسانده و پس از مشاهده ی توله پلنگ بینوا مشغول بیومتری این حیوان تلف شده شدیم.

غروب همان روز هوای ابری و بارش باران حرکت به سمت آبشار تفرج و قره سو!!!افراد موفق به تماشای آبشار تفرج شدند اما به دلیل بارندگی راهنمایان تور اجازه ی حرکت به سمت آبشار قره سو را صادر نکرده و به ناچار بازگشت به سمت مهمانسرا.
روز پنچم صبح ساعت ۷ همگی بیدار شدند آماده ی حرکت به سمت تهران پس از تشکر و قدردانی از پرسنل زحمت کش پارک به سمت تهران حرکت کردیم.
البته در میانه ی راه سری هم به پارک جنگلی قرق به منظور تماشای مرال های پارک زدیم که با همکاری جناب یار محمدی مسئول مجموعه موفق به ورود به فنس شده و اعضای شرکت کننده به مشاهده ی نزدیک مرال ها پرداختند.

ساعت حدود ۹ شب بود که وارد تهران شدیم.سفر به پایان رسید و مجدد خاطره ای خوش را در ذهن تمامی اعضاء به یادگار گذاشت.
|